X
فرشته ای که 14ساله منتظرشیم
دیدگان پراسترس مادرت در انتظار دیدن چشمهای توست زودتر بیا عزیزم
تاريخ : دوشنبه 16 / 1 / 1395 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 61 مرتبه

سلام

 خیلی وقته به وبلاگ فرشته ی آسمونیمون سر نزدم ... 

خیلی از دوستان همیشه همراهم تو وبلاگ پسرم ازم پرسیدن سارا صاحب اولاد شده یا نه ؟

 نه.... ما هنوز امید به کرم خدا و رحمت بی انتهاش داریم ... بعد فوت پدر فرزند من دلمون میخواد خدا یه جوری دل شکسته ی ما رو هم شاد کنه ... دوستای عزیزم خیلی محتاج دعاهاتونم ... داره اذان نغربو میگه به خدا انقدر دلم گرفته ... امسال وقتی سال تحویل شد اولین دعام بعد سلامتی خودم و عزیزانم این بود که الهی به ابروی حضرت زهرا هر کسی صاحب فرزند نشده ... بشه .... و خواهر منم به پایان انتظارش برسه .... 

بچه ها هر وقت دلتون شکست ... هر وقت اشکتون اومد برا ما هم دعا کنید ... 



موضوع :
تاريخ : شنبه 7 / 6 / 1394 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 192 مرتبه

سلام .... سلام به روی ماهت فرشته ی خاله

میدونم دیر اومدم برا تبریک سالگرد ازدواج مامان و بابات ولی میدونی که 14 سال شد ؟

 میدو.نی 14 ساله چشای مادرت در انتظارته .... میدونی 14 ساله بابات صبوری میکنه و به روی خودش نمیاره ....

خدایا تو که میدونی .... خدایا تو که از همه چی باخبری ...

خدایا امسال رو سال نزول فرشته ی کوچیک خواهرم قرار بده ... خدایا نمیدونم چرا چند وقته ته دلم یه نوری روشن شده ... نمیدونم چرات .... ولی تو امیدمو ناامید نکن ... تو رسم بزرگیت نیست که ناامید از در خونت بیام بیرون ...

 خدایا امسال آخرین سال چشم انتظاری خواهرم برای اولاد باشه و در پانزدهمین سالگرد ازدواجشون فرشته کوچولویی در کنارشون باشه

آمــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 8 / 5 / 1394 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 174 مرتبه

سلام فرشته کوچولوی بی معرفت 

 امروز 9 مرداده و 18 مرداد چاردهمین سالگرد ازدواج بابایی و مامانیته .... این روزا حال خوشی نداریم ... 

 من با غم از دست د ادن پدر فرزندم کنار اومدم یعنی دارم تموم تلاشمو میکنم غمم فقط توی دلم و فقط برا خودم باشه تا با دیدن غصه هام عزیزام ناراحت نشن ... خدا رو شکر میگذره.... خدا خیلی مهربونه که آرومم کرده ولی این روزا مادر تو کمی بیماره ... جالبه اصلا هم معلوم نیست چشه ؟ یهو حالش دگرگون میشه فشارش میره بالا و ضربان قلبش هم میره بالا ... رنگ و روش زرده زرد میشه اوایل بد تر بود حالا یه کم بهتره از نظر جسمی پزشکا چک کردن الحمدلله مشکلی نیست دکترش میگفت احتمالا روحیه.... ازش پرسید تو زندگیت مشکلی داری .... شوهر بد یا زندگی بد ... که خواهرم گفت هیچ کس تو دنیا به اندازه ی شوهرم دوست ندارم من مشکلی ندارم ...بچه ندارم ولی به بچه دیگه فکر نمیکنم ... 

 از همه اونایی که با همه بی وفایی من میان و به وبلاگ فرشته ی آسمونی ما سر میزنن میخوام عاجزانه که برا بهبودی حال خواهرم دعا کنن ... من به معجزه ی خدا ایمان دارم نمیدونم چرا با این اوضاع هم دلم روشنه که خدا تو اوج نا امیدی دستمونو میگیره و یه فرشته به خواهرم هدیه میده ... 

 من هنوز امـــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــد دارم .... 

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا امیدمو نا امید نکن .



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 9 / 11 / 1393 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 204 مرتبه

ای کاش زودتر بیایی 

کاش بیایی تا نبودنت را هر دم دقیقه به مادرت نگویند

کاش بیایی وتامادرت این همه چشم انتظارت نماند

کاش بیایی و در آغوشت بکشم

کاش بیایی ومن پرستارت شوم

کاش بیایی و جلوی طعنه های دیگران را بگیری

کاش بیایی و هق هق هایم را برای شادی از بودنت خرج کنم

کاش بیایی و برایمان شیرین زبانی کنی

کاش بیاییی و دلم برایت تنگ نبود

کاش بیایی و دستانت را در میان دستانمان بفشاریم

کاش بیایی و لبخندت مارا به اوج آسمانها  برساند

کاش بودی و با چشمانت تمام خوشبختی ی دنیا را ببینیم

کاش بیایی و نوازشت کنیم

کاش بیایی تا مهربانیمان را خرجت کنیم

کاش بیایی و  غممان راکمتر کنی

کاش بیایی و همدم روزای تنهایی مادرت شوی

کاش بیایی و مادرت برایت لالایی مادرانه بخواند

کاش بیایی تا با نق نق ها و شیرین کاری تو از خواب بیدار شود

کاش بیایی و صدای جیغ و لبخندهایت برای مادرت از هر آوازی دلکش تر شود

کاش بیایی و من مادرانه برایت مادری کنم همان گونه که مادرت برای فرزند من مادری میکند .

کاش بیایی 

نه

کاش باشی تا من صدایت بزنم

بیا عزیز دل خاله که جانم فدای تو

بیا عزیز دلم

بیا قربون اون نگاه معصومانه ات بشوم

ولی افسوس که نیستی

و من نمیدانم خواهی آمد یا نه

ولی بدان که از صمیم قلب برای آمدنت دعا می کنم

دلم تنگ است

پس کی خواهی آمد و مادرت را به نام "مادر" صدا خواهی زد.

بیا تا غم دل ما سبک شود . 

حالا که در بهشت خدایی برای محمد من هم سلامی برسان و بگو سمیر بد دلتنگ شده . 

فرشته های آسمونی من برای شادی دل های ما دعا کنید ...



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 2 / 9 / 1393 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 257 مرتبه
هنوز نیومدی عزیز دل خاله بخدا دلم داره می ترکه ... ای خدا یه شادی ... یه کودک مرهم دل شکستمون میشه اگه نظری کنی .... خدا دلم داغ داره با اومدن فرشته کوچولویی دلهامونو شاد کن خدا خدا خدا خدا خدا

موضوع :
تاريخ : سه شنبه 8 / 7 / 1393 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 256 مرتبه
یادت باشد مادرت اینجا کنار همین رویاهای زودگذر به انتظار آمدن تو خط های سفید جاده را می شمارد .................... عزیز دل خاله : دلم برایت تنگ است… نه میدانم نامت چیست… و نه میدانم چه می کنی… حتی خبری از رنگ چشم هایت هم ندارم… رنگ موهایت را نمی دانم… لبخندت را هم… فقط میدانم که باید باشی و نیستی… و دلتنگی من فقط برای تو هم نیست .... حالا که کسی نیست بگذار به تو بگویم:دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید می ماند و به تنهاییم پایان میدهد! آمد رفت و به زندگی ام پایان داد… عزیز دل خاله مرگ محمد مرگ من بود و من فقط نفس میکشم تا مرا به جای مرده دفن نکنن... میبینی حال و روزم را ............. مرا ببخشید شما چرا که این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست…

موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 30 / 5 / 1393 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 295 مرتبه

سلام عزیز دل خاله ... سلام همدم و همنشین محمدم ..

عزیزم خیلی وقته تو وبلاگت چیزی ننوشتم .... خاله جون دیگه دل و وماغی ندارم ... تو هم که جا خوش کردی و نمیخوای بیای تا حداقل تو این داغی که دیدیم اومدنت مرهمی بشه به زخم دلمون ... خاله از دست حرفای مردم خسته ایم ... از دلسوزی های دروغکیشون خسته ایم ...

عزیز خاله 18 مرداد بابا و مامانت 13 ساله که ازدواج کردن ... فکر نمیکنی بسه دیگه تو بهشت خدا موندن .... خاله ما داغ دیدیم و اومدنت میتونه کمی سرد کنه داغ دلمونو .... بیا خاله ... سخته خیلی سخته بچمو ببینم که پدر نداره و پدر تو رو ببینم که بچه نداره .... اینه رسم بهشتیا ... اینه مرام و معرفتتون ... بیا خاله دلم گرفته از پچ پچ های مردم ... از چرت و پرتاشون ... تو رو قسمت میدم بیا

خدایا ما راضی هستیم به رضای تو ... میدونم جواب صبر و تحملمونو به بهترین شکل میدی ... خدایا این روزای سخت ما بالاخره تموم میشه .... کمکم کن خدا .... دلم برا محمدم تنگ شده .... تنگ شده .... خدا میفهمی ...تنگ شده ....



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 30 / 11 / 1392 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 522 مرتبه

سلام عزیز  خاله سلام فرشته ی آسمونها

محمد من هم اومد پیش شما ... اومد و بهشتی شد ... اون اومد و منو تنها گذاشت ... نگفت من باید چه کنم ؟ من با یه بچه دو ساله چه کنم ؟ من با تنهایییام چه کنم؟به جای اینکه تو بیای محمد من اومد پیش تو ... فکر کنم خیلی بهت خوش میگذره ... از کدوم دردم بگم ؟ از بیکسی خودم یا از بی اولادی خواهرم ... الهی بمیرم برا دل خواهرم ... با رفتن محمد دیگه یاد بچه دار شدن خودش نیست ... عجب خدایی داریم ... به من میگن شکایت نکنم ... آخه چطور گله نکنم .... بی تابی نکنم  .... اصلا خدا می فهمه تنهایی من یعنی چی ؟ خدا میدونه من بی محمدم چه میشکم ... اصلا میدونه یه عاشق بی معشوقش چه می کنه ؟ به خودش قسم نمیدونه...نمیفهمه ... ....

دوستای گلم برام دعا کنین ... برا خواهرم دعا کنین .. برا دل مادرم دعا کنین ... به خدا نمیدونم چی بگم ... همسر من بابای امیررضای نازم ... رفت بهشتی شد سرطان از پا درش آورد ... محمد من قوی بود ولی خواست خدا چیز دیگه ای بو.د ... دلم براش تنگه دعا کنید بمیرم برم پیشش.



موضوع :
تاريخ : جمعه 18 / 5 / 1392 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 582 مرتبه

سلام فرشته اسمونی ما سلام عزیز دل

خوبی خاله خوش میگذره ... خوش به حالت عزیز خاله ... چه خوب جایی هستی .. اگه به خاطر دل خواهرم نبود دعا نمیکردم به این دنیا بیای ... خاله جون خیلی دلم گرفته ... خیلی .... دیدی عزیزم تو نیومدی ولی خدا یه امتحان سخت تر داره ازمون میگیره ...

دوستای گلم ... ببخشید که خیلی دیر اومدم .... شرمندتونم .... از فرشته ی آسمونی ما هنوز خبری نیست ....  ولی همسر من محمد من ... داره با بیماری سرطان میجنگه .... دلیل نیومدن من هم همین بوده شش ماهه دارم درد کشیدن عزیزترین کسمو میبینم .... محمد من و همه ی اونایی که رو تخت بیمارستن محتاج یک قطره اشک شمان ... محتاج یه یا رب یا رب شما هستن... الهی بمیرم برا دل خواهرم که وقتی محمد مریض شد گفت دیگه درد خودم .بچه نداشتن خودم مهم نیست دیگه بچه نمی خوام ولی الهی محمد خوب شه

به خدا محتاج دعاهاتونیم ... محمد من خیلی خوبه ... خیلی مهربونه ... دعا کنید خدا پدر فرزندم رو بالای سرش نگه داره

قسمتون میدم براش دعا کنین

راستی دیرووز دوازدهمین سالگرد ازدواج مامان سارا و بابا اکبرت بود فرشته ی ما .... زودی بیا خاله ...شاید اومدنت مرهمی به دل شکستمون باشه



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 21 / 10 / 1391 | نویسنده : خاله سمیرا
بازدید : 560 مرتبه

سلام به همه دوستای گلم

سلام به فرشته ی آسمونی خودم که جا خوش کرده پیش خدا و قصد نداره بیاد

من اومدمممممممم ............. بعد از کلی تاخیر ......... متاسفانه سیستم خودم با نی نی وبلاگ مشکل داره از وقتی ویندوز عوض کردم نمیتونم وارد شم نمیدونم چرا ؟ هر کی میدونه کمکم کنه .......

الانم از کافی نت اومدم تا به همه دوستای گلم بگم فعلا خبری نیست و فقط همون چشم انتظاری ما و ناز کردن فرشتمون ........ سارا داره از ساری درمونشو ادامه میده البته  درمان معمولی فعلا پولی برا عملای ناباروری در دسترس نیست ....

دوستای گلم مامانم وبابام الان خونه ی ما هستن از شمال اومدن و چند روز مهمونمون هستن .... نمیدونین وقتی با امیررضا بازی میکنن وقتی قربون صدقه ی امیررضا میرن ..... چه حالی به من دست میده .... از خدا میخوام به خواهرم یه فرشته بده تا این پدر ومادر مهربون از تنهایی در بیان آخه من از اونا دورم ولی اگه خواهرم بچه دار بشه و چون طبقه ی پایین خونه ی پدر و مادرم میشینه بچه ی سارا میشه همدم تنهاییای اونا ....... ای خدا تو رو به آبروی زهرا تو رو به این ایام عزیز به آبروی برترین بندت محمد به غریبی امام حسن .... خدایا پیش تو که کاری نداره تو از ناممکنا ممکن میسازی .... خدایا ما به معجزت ایمان داریم ..... خدایا منتظر معجزتیم خدایا چشمای خواهرم منتظره ..... روزی نیست که برا امیررضا زنگ نزنه و از پشت تلفن قربون صدقش نره .. خدایا داره ١٢ سال میشه ...... خدایا باشه ما منتظر میمونیم ولی خودت گفتی جواب دل شکسترو میدی جواب اشک ریخته رو میدی خودت گفتی صدام کنین تا جوابتون بدم .... خدایا از تموم وجود صدات میکنم .. صدامو بشنو ..... دلم گرفته ....... حتی دیگه نمیدونم باید به چی فکر کنم به کدوم فکر کنم ....... خدایا ........



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد